تبليغاتX
سودای دل
کاش می دانستم چیست که از چشم تو تا عمق وجودم جاریست
 ذرات وجودم...

 

 

 

همه ذرات وجودم به وجودت کرده عادت

 

 

به خدا دوست داشتن تو

 

 

هم یک عشقه هم یک عادت

 

 

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

 

 

زهی دل آفرین دل مرحبا دل

 

 

زدستش یک دم اسایش ندارم

 

 

نمی دانم چه باید کرد با دل

 

 

هزاران بار منعش کردم از عشق

 

 

مگر برگشت از راه خطا دل؟

 

 

به چشمانت مرا دل مبتلا کرد

 

 

فلاکت دل مصیب دل بلا دل

 

 

از این دل داد من بستان خدایا

 

                           

زدستش تا به کی گویم خدا دل؟

 

 

درون سینه آهی هم ندارم

 

 

ستمکش دل پریشان دل گدا دل

 

 

به تاری گردنش را بسته زلفت

 

 

فقیر و عاجز و بی دست و پا دل

 

 

بشد و خاک زکویت بر نخیزد

 

 

زهی ثابت قدم دل با وفا دل

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سارا در جمعه بیست و دوم تیر 1386  |
 شیوانا

روزي شيوانا پير معرفت يکي از شاگردانش را ديد که زانوي غم بغل گرفته و گوشه اي غمگين نشسته

 است.شيوانا نزد او رفت و جوياي حالش شد.شاگرد لب به سخن گشود و از بي وفايي يار صحبت کرد و

 اين که دختر مورد علاقه اش به او جواب منفي داده و پيشنهاد ازدواج ديگري را پذيرفته است.


شاگرد گفت که سالهاي متمادي عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد

 ديگر او احساس مي کند بايد براي هميشه با عشقش خداحافظي کند.


شيوانا با تبسم گفت:"اما عشق تو به دخترک چه ربطي به او دارد؟"


شاگرد با حيرت گفت:"ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود من نبود!؟"


شيوانا با لبخند کفت:"چه کسي چنين گفته است.تو اهل دل و عشق ورزيدن هستي و همين دليل آتش

 عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده است.اين ربطي به دخترک ندارد.هر کس ديگر هم جاي اين

 دختر بود تو،اين آتش عشق را به سمت او مي فرستادي.بگذار دخترک برود!اين عشق را به سوي دختر

 ديگري بفرست.مهم اين است که شعله اين عشق را در دلت خاموش نکني.معشوق فرقي نمي کند چه

 کسي باشد!دخترک اگر رفت با رفتنش پيغام داد که لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد.چه بهتر!بگذار او

 برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري پيدا کند!به همين سادگي!"

 

|+| نوشته شده توسط سارا در سه شنبه نوزدهم تیر 1386  |
 تست خود شناسی

احساس غالب شما

افراد در شرايط مختلف زندگى احساس هاى متفاوتى دارند و طبيعى است

 

كه اين احساس هاوعواطف تا حد بسيار زيادى از كنترل شخص خارج

 

است؛ در شرايط بسيار خوب مى توان اين شرايط را پذيرفت و به زمان

 

اجازه داد تا آنچه پيش آمده را به حالت عادى برگرداند. به هر حال،

 

پذيرش احساس درونى مستلزم آگاهى كامل از اين احساس است

 

وتست امروز ما به شما مى گويد كه در حال حاضر چه احساسى

 

كنترل  شما رادر دست دارد و بر ديگر احساسات شما غالب است.

 

*****************************************

  
١ - اگر همين حالا يك ليوان شيشه اى را در ذهن تان مجسم كنيد،

 

اين ليوان به كدام يك از موارد زير شبيه تر است؟


الف ( نيمه پر است.


ب) از پشت آن تصاوير مبهم و تار هستند.


ج) شكسته است.


ر) كثيف و پر از لكه است.


***********************
٢ - با آتش چگونه بايد مبارزه كرد


الف) آب


ب) آتش


ج) هر چيزى كه دم دست باشد


د) بايد از زيبايى آن استفاده كرد


***********************
 
٣- در ميان رنگ هاى زير، كدام يك را در حال حاضر مى پسنديد؟


الف) زرد يا سبز


ب) سفيد يا خاكسترى


ج) سياه يا زرشكى


د) ارغوانى يا نقره اى


***********************
٤-لبخند نشانه اى است از:


الف) آرامش درونى


ب) تلاش براى هماهنگ شدن با محيط


ج ( يك مشكل بزرگ

د) نشاط و شادابى


***********************

 ٥- از ميان نوشيدنى هاى زير كدام را در حال حاضر ترجيح مى

 

دهيد؟


الف) نوشابه


ب) آب


ج) هرچيزى باشد فرقى ندارد


د) يك نوشيدنى انرژى زا


***********************
 
۶ -از ميان اشياى زير كدام يك با وضعيت روحى شما در حال حاضر

 

تناسب بيشترى دارد؟


الف) گل


ب) آيينه


ج) شمع
د) توپ
***********************


۷ -وقتى هيچ رنگى وجود نداشته باشد.


الف) از بوها مى توان استفاده كرد


ب) هيچ وقت به اين موضوع فكر نكرده ام


ج) همه چيز تهى است


د) مى توان به رنگها فكر كرد


***********************
۸ -هر شب چقدر مى خوابيد؟


الف) هشت ساعت


ب) بستگى دارد


ج) پنج ساعت يا كمتر


د) دوازده ساعت


***********************
۹-  نظر شما در باره عكس چيست؟


الف) خوب هستند


ب) من در عكس ها خوب به نظر نمى رسم


ج) روح شما را تسخير مى كنند


د) سرگرمى خوبى هستند


پس از پاسخ دادن به سؤالات تعداد جواب هاى الف ، ب ، ج و د را

 

محاسبه كنيد .

چنانچه بيشترين تعداد پاسخ ها شما، جواب الف بوده است، بايد گفت:

 

در حال حاضر شما يك احساس عادى و معمولى داريد. احتمالاً شما

 

آنقدر مشغول كار و درگيرى هاى زندگى هستيد كه تمام وقت و انرژى

 

تان صرف آنها مى شود. به نظر مى رسد شما فرد بدبينى هستيد كه به

 

شدت تحت تأثير منطق تان قرار داريد. بنابراين احساس غالب شما

 

احساس اطمينان و توانايى است. شما در وضعيت روحى متعادلى قرار

 

داريد و مى توانيد مسائل را به وضوح ببينيد و مورد تحليل قرار دهيد.

 

اما يادتان باشد، منطق به تنهايى راه گشاى كار شما نيست. اگر احساس

 

تان را كاملاً ناديده بگيريد، در آينده به شدت براى آنچه از دست داده

 

ايد تأسف خواهيد خورد.

 

***********************
اما اگر بيشترين پاسخ هاى شما مورد ب را شامل مى شده است: شما هيچ

 

احساس خاصى در حال حاضر نداريد. به عبارت ديگر احساس شما يك

 

احساس خنثى است. اما اين احتمال وجود دارد كه در شرايط بحرانى

 

كنترل احساسات تان از دست شما خارج شود. همچنين شما به جزئيات

 

زندگى بى توجه شده ايد و همه چيز را در يك كل خلاصه كرده ايد.

 

در مجموع شما كسل هستيد و در زندگى هيچ موضوع جالبى پيدا نمى

 

كنيد، اما كماكان به منطق خود پاى بند هستيد. مشكل اين است كه

 

 وقتى احساسات شما بر منطق تان غلبه كند، ديگر نخواهيد توانست